مذاکره در سیاست مانند آزمایش در علوم تجربی است؛ مانند استدلال در علوم عقلی است؛ مانند چانه زدن در بازار است. انسان عاقل بالغ از گفت‌وگو هراسی ندارد؛ ولو طرف مقابل حیله‌گر و زورگو باشد. اگر مذاکره نکردن افتخار است، شما بیایید از این یک افتخار بگذرید. شما که سراپا عزت و سربلندی و موفقیت در ایران و جهان هستید، به این افتخار کوچک چه نیازی دارید؟ من نمی‌گویم هر مذاکره‌ای مفید است؛ اما قطعا و یقینا در مذاکره نکردن هیچ سودی برای مردم ایران نیست. تاریخ بخوانید و ببینید غرور سلطان محمد خوارزمشاه چه بهانه‌ای به دست مغول داد. تاریخ بخوانید تا بدانید چرا شاه اسماعیل صفوی در چالدران شکست خورد و پس از آن دق کرد و مرد. تاریخ بخوانید تا بدانید شاه سلطان حسین صفوی برای دفع فتنۀ محمود افغان چه راه‌های فراوانی در چنته داشت، اما آش نذری را چارۀ کار دانست. به او گفته بودند که دولت صفوی به دولت امام زمان متصل خواهد شد و او هم باور کرده بود. تاریخ بخوانید و ببینید امیرکبیر برای گرفتن زمین‌های ایران از خلافت عثمانی، چند سال در ارزنة الروم با هر کس و ناکسی مذاکره کرد و سرانجام نیز توانست بهترین توافق‌نامۀ ممکن را آمادۀ امضا کند. نه مذاکره کردن، سرشکستگی است و نه مذاکره نکردن، سرافرازی. ببینید مردم چه می‌خواهند. شما نمایندۀ همین مردم هستید. نباید راهی را برگزینید که شما را از مردم جدا می‌کند. اگر مردم دنبال مذاکره نکردن بودند که به آقای رئیسی رأی می‌دادند. اگر مردم می‌خواستند رئیس جمهورشان هشت بار زنگ رئیس جمهور آمریکا را رد تماس بدهد، در اردیبهشت پارسال خودشان را به آب و آتش نمی‌زدند که مدعی تدبیر و امید رأی بیاورد.

جانشین مذاکره، جنگ گرم یا سرد است؛ جنگی که هزینه‌های کمرشکن آن بر دوش بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها و سفره‌های مردم و دختران معصوم و پسران مغموم و خانواده‌های ازهم‌پاشیده و ساختمان‌های سست و صنعت ورشکسته و زمین‌های خشک است.