یک خطای قرون وسطایی

دل‌بستگی به نقل یا عقل در جایی که باید سراغ مشاهده و تجربه رفت، منشأ زیان‌های بسیاری در تفکر علمی مسلمانان شده است. در سنت علمی ما، مرزهای نقل و عقل و تجربه به هم ریخته است. آنجا که باید تجربه کنیم و به تجربه‌های خود یا دیگران پایبند باشیم، افسارمان را به دست نقل‌های مشکوک یا حتی قطعی یا برهان‌های عقلی می‌دهیم و آنجا که باید بنشینیم و بیندیشیم، تسلیم پروپاگاندا یا گفتمان‌های غالب می‌شویم. بسیاری از نظریه‌های علمی، از راه عقل به نتیجه‌ای می‌رسند و از راه علم و تجربه، به نتیجه‌ای دیگر. اتوپیا و اندیشۀ سیاسی فارابی، کاملا به نظر خردمندانه و عقلی می‌آید؛ اما هزار سال تجربۀ عینی بشر، خلاف آن را ثابت کرده است. ما آن پزشک سبک‌سر اروپایی(کلود برنارد) را که گفته بود «تا خدا را در زیر چاقوی جراحی‌ام نبینم، باور نمی‌کنم» مسخره می‌کنیم؛ ولی مسخره‌تر از او، کسی است که در جایی که باید تیغ جراحی به دست گیرد، به استدلال‌های عقلی یا نقل‌های تاریخی روی آورد. «در قرون وسطا، هنگامی که کالبدشکافی رایج شد، جراحان نقل‌پرست، کتاب جالینوس را می‌گشودند و در حالی که استاد آن را می‌خواند، دستیارش کالبد را می‌شكافت. اعتماد استادان به محتوای کتاب جالینوس بیش از اعتماد آنان به اجزای جسد بود. هرگاه نظر جالینوس با ویژگی‌های جسد تطبیق نمی‌کرد، عیب را از جسد می‌دانستند، نه از جالینوس.» (جرج سارتون، مردان علم در رنسانس، ترجمه احمد آرام، ص244)
یک نمونۀ تاریخی در خلط روش‌‌های فهم، استدلال‌های پیشینیان دربارۀ شکل زمین است. آنان دربارۀ کروی یا مسطح بودن زمین دست به دامان استدلال‌های عقلی شده بودند و برهان‌هایی برای مسطح بودن زمین می‌آوردند که انصافا مو لای درز آن نمی‌رفت. ابوعلی جبایی یکی از بزرگ‌ترین متکلمان عقل‌گرا در جهان اسلام، برای مسطح بودن زمین، این‌گونه استدلال می‌کند: «ممکن نیست زمین با وجود دریاها کروی باشد؛ زیرا آب در جایی استقرار می‌یابد که دو سوی آن هم‌سطح باشد. اگر یک قسمت زمین بلندتر از قسمت دیگر باشد، آب از ناحیه مرتفع به سمت پایین جاری می‌شود. پس زمین مسطح است، وگرنه آب دریاها در جایی ثابت، استقرار نمی‌یافت‌»( التبیان، ج13، ص102)
در تفسیرهای شیعه و سنی، در ذیل آیۀ «الَّذى جَعَلَ لَكُمُ الْاَرْضَ فِراشَاً؛ و او است که زمین را برای شما گسترانید»(بقره/ 22) استدلال‌هایی برای مسطح بودن زمین آمده است که برای ما که کروی بودن زمین را به چشم دیده‌ایم، شگفت‌آور است. پس از آنکه یوری گاگارین، سوار فضاپیمای منظومه‌نورد شد و زمین را گِرد و کروی دید، مفسران ما نیز این آیه را به‌گونه‌ای دیگر فهمیدند.
مثال دیگر:
همۀ قواعد دستوری، علیه «اولی‌تر» است؛ اما «اولی‌تر» و «افضل‌تر» درست است؛ چون در میان سنجه‌های درست‌نویسی، «متون کهن» مهم‌تر از قواعد دستوری است. آنجا که باید در بر پاشنۀ نقل(متون کهن) بچرخد، چه چای استدلال‌های دستوری است؟ دستور زبان، در غیبت نقل، کارایی دارد. وقتی در کهن‌ترین و معتبرترین متون فارسی، کلمه‌های «اولی‌تر» و «افضل‌تر» آمده است، دستور نیز باید تمکین کند و بپذیرد؛ زیرا دستور در ساحت زبان، وزیر است، نه امیر. (از قضا، کلمۀ «دستور» در لغت هم به معنای «وزیر» است)
به گمان من بزرگ‌ترین خطا در فهم پدیده‌های جهانی و انسانی، خطای روشی است. «بنشین و بیندیش»، نباید جای «برو و ببین = Scientism» را بگیرد، و «برو و ببین» نباید جانشین «برو و بخوان» شود. مولوی می‌گفت: «دبیرستان صوفی، زانو است.» یعنی آنچه صوفی از «نشستن و اندیشیدن» می‌آموزد، از خواندن و دیدن نمی‌آموزد. آری؛ درست است؛ اما سر در گریبان تفکر فرو بردن و زانوی اندیشه در بغل گرفتن، ما را فقط واجد آموخته‌های صوفیانه می‌کند. از این راه، نه نان به کف می‌آید، نه آب تصفیه می‌شود و نه بیماری‌ها، درمان. زانو، جای چاقو را نمی‌گیرد، و چاقو نیز جای زانو را و آن دو، جای جست‌وجو و گفت‌وگو را.

آهسته و پيوسته

گام بلند، دروغ است؛ فریب است. تحول اساسی، سرابی بیش نیست. آنچه از دست ما برمی‌آید و حتما مؤثر است، گام‌های آهسته، اما پیوسته است. این گام‌ها نیز همیشه میسر نیست. هفتم اسفند، فرصتی است که مدیریت کشور را اندکی به سوی عقلانیت حداقلی هدایت کنیم. این فرصت را غنیمت بشماریم و با حضور در پای صندوق‌های رأی، کشور را از آسیب‌های بیشتر نجات دهیم.
من در قم به ليست اميد(آقايان مهندس محمدحسن نجفی، علی بنایی و علی لاریجانی) رأی می‌دهم.

استخاره

اگر کسی ادعا کرد که سهم «استخاره» در تاریخ معاصر و سرنوشت ایران، بیش از همۀ احزاب و جریان‌های سیاسی و جان‌فشانی نخبگان است، گزاف نگفته است. در میان اسناد تاریخی، کتابچه‌ای است که نمونه‌ای کوچک از این تأثیرگذاری شگفت‌انگیز را نشان می‌دهد. این کتابچه در شمارۀ 7 و 8 مجلۀ یادگار(فروردین و اردیبهشت سال 1328ش)، با عنوان «ورقی از تاریخ مشروطه، چند استخاره از محمدعلی شاه با جواب‌های آنها»، به همت و تصحیح مرحوم استاد احمد توکلی چاپ شده است. کتابچۀ مذکور، حاوی استخاره‌های محمدعلی شاه قاجار از آیت الله حاج سید ابوطالب موسوی زنجانی(از روحانیون ضد مشروطه) است. درخواست‌ها به خط و امضا یا مُهر شاه است و جواب‌ها به خط میرزا ابوطالب. بیشتر این استخاره‌ها و جواب آنها، به نحوی در سرنوشت ایران و نهضت مشروطه اثرگذار بوده‌اند و تأثیرگذاری برخی در حد مهم‌ترین و حیاتی‌ترین تصمیمات کشوری است. بسیاری از فرمان‌های محمدعلی‌ شاه در دوران نهضت مشروطه، در واقع عمل به همین استخاره‌ها بوده است. عنوان استخاره‌ها به این شرح است:

ــ استخاره برای ادامه پادشاهی
ــ استخاره برای استعفا از سلطنت
ــ استخاره برای استعفا از سلطنت و جانشین کردن فرزندش سلطان احمد
ــ استخاره برای عزل چهار وزیر کابینه
ــ استخاره برای عزل حسن پاشاخان امیر جنگ
ــ استخاره برای خروج از شهر و رفتن به باغ شاه
ــ استخاره برای دستگیری ملک‌المتکلمین، بهاء‌الواعظین و میرزا جهانگیرخان
ــ استخاره برای سپردن قصر به چند زن
ــ استخاره برای به توپ بستن مجلس
ــ استخاره برای تبعید سید عبدالله و سید محمد
ــ استخاره برای تغییر وزیر علوم میرزا حسن خان مشیرالدوله
ــ استخاره برای تغییر وزیر تجارت میرزا حسین خان مؤتمن الملک
ــ استخاره برای تغییر وزیر جنگ میرزا حسن خان مستوفی الممالک
ــ استخاره برای وزارت کامران میرزا نایب السلطنه
ــ استخاره برای تبعید ثقة الاسلام از تبریز
ــ استخاره برای مراجعت سید عبدالله به ایران و ماندن تحت الحفظ در کرمانشاه
ــ استخاره برای ختنۀ سلطان احمد در هفدهم ربیع الاول

متن استخاره برای حمله به مجلس شورای ملی با توپخانۀ لیاخف(در این حادثه، بسیاری از نخبگان کشور با توپ‌های روسی کشته يا مجروح شدند):

بسم الله الرحمن الرحیم. پروردگارا! اگر من امشب توپ به درِ مجلس بفرستم و با قوا یا قوۀ جبریّه، مردم را اسکات نمایم، خوب است و صلاح است، استخاره خوب بیاید، والا فلا، یا دلیل المتحیرین.

جواب میرزا ابوطالب زنجانی:
بسم الله الرحمن الرحیم. قال لاتخافا انّنی معکما اسمع و اری. فأتیاه فقولا انّا رسولا ربک فارسل معنا بنی اسرائیل... [سوره طه، آیات 46- 47]
حکم خداوند به حضرت موسی و حضرت هارون علیهما السلام شد که بروید نزد فرعون و بگویید ما فرستادۀ خدا هستیم به سوی تو. بنی اسرائیل را همراه ما آزاد کن. سابق آیه هم می‌فرماید نترسید ما با شما هستیم. کارها را می‌بینیم و حرف ها را می‌شنویم.
این کار باید اقدام بشود. غلبه قطعی است، اگرچه زحمت در اول داشته باشد.

در استخارۀ دوم محمدعلی شاه سؤال می‌کند که اگر سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، دو روحانی مشروطه‌خواه را از تهران تبعید کند، صلاح است یا نه. میرزا ابوطالب می‌نویسد: ... جواب استخاره، بسیار خوب است. برای بندگان اعلی‌حضرت اقدس همایون شاهنشاه اسلام‌پناه - نَصَر جَیشَهُ [خداوند به سپاهش یاری رساند] -  نهایت عظمت در این کار خواهد بود. ان شاءالله.