ژانر حاتمیکیا
در سخنرانی حاتمیکیا در پایان جشنوارۀ فیلم فجر نکتهای وجود دارد که به نظرم از چشمها پنهان مانده است. او جایزهاش را میگیرد و سپس مقداری سخنان درشت میگوید و پرخاشگری میکند. این سخنرانی معترضانه، موجب شد که دربارۀ او و فیلمش گفتوگوهای بسیاری دربگیرد و این، همان چیزی است که او از این صحنهسازی میخواست. حاتمیکیا کارگردان است و مانند همۀ سینماگران، قدر همۀ صحنهها و لحظهها را میداند. او از فرصت کوتاهی که در پایان جشنواره یافت، استفاده کرد تا با مظلومنمایی و درشتگویی، فیلمش را تبلیغ کند و باز هم جایزه بگیرد و قدر ببیند و باز با او قراردادهای کذایی ببندند؛ چون میداند که مظلومنمایی و جنگولکبازی و برانگیختن خشم دیگران، بیشتر از جایزۀ جشنوارههای داخلی، فیلم او را بر سر زبانها میاندازد. این هم مهم نیست. نوش جانش. آنچه مهم است ژانر او است. در ايران طبقهای شكل گرفته است كه همۀ امکانات و امتیازات را برای خودش میخواهد، حتی امتیاز مظلومیت را؛ چون میدانند که تأثیرگذاری مظلومیت بر مخاطب ایرانی، کمتر از تأثير امکانات و حمایتهای دولتی نیست. حاتمیکیا بیش از هر کارگردانی در ایران، پول و جایزه و قرارداد گرفته است. اگر فیلمی هم از او توقیف شده است، هزینهاش را به او دادهاند. حالا که همۀ امکانات را دارد، میخواهد امتیاز مظلوم بودن را هم داشته باشد.
حاتمیکیا ارزش گفتوگو ندارد، قصدم اشاره به ژانر او بود؛ یعنی طبقۀ برخورداران و نورچشمیهایی که حاضر نیستند از هیچ رانت یا امتیاز یا امکانی چشم بپوشند و بدون اینکه ذرهای استحقاق عنوان «مظلوم» را داشته باشند، آن را هم برای خودشان میخواهند.