کلید زندان، شلاق نیست
حجت الاسلام هادی صادقی، معاون فرهنگی قوه قضاییه گفتهاند: «مجازاتهای بدنی بسیار تأثیرگذارتر از حبس است و مجازات شلاق که در اسلام آمده بسیار مؤثرتر است... زندان بسیار آسیبزا است و اصل مجازات زندان در اسلام وجود ندارد... مجازات زندان از کشور فرانسه وارد کشور ما شده است و ما باید به دنبال مجازاتهای جایگزین باشیم.»
یکی از مهمترین تفاوتها در میان نظامهای فکری جهان، نگاه آنها به بلوغ انسان است. نظامهایی که انسان را بالغ و صاحب اختیار میبینند، هرگز به سوی برخی برنامههای فرهنگی و تبلیغی و قضایی نمیروند؛ هرگز! فرق است میان برنامههایی که مخاطب آنها انسان صغیر و ناممیز است با برنامههایی که حتی انسان بزهکار را عضوی از جامعۀ بالغ میشمارد. مجازات بدنی در عصری که حیوان را هم صاحب حق و حقوق میداند، تنها از ذهنی تراوش میکند که تربیت انسان را چیزی شبیه به راندن گاو و گوسفند در راههای باریک روستایی میبیند؛ چنانکه ترجمۀ «جَلْد» به «تازیانه» در زبان فارسی، معطوف به نسبت شلاق با اسب تازی است.
وقتی انسان را بالغ دانستی، اولا جز قانون که انسان بالغ خود از سر اختیار و آزادی کامل به او رأی داده است، هیچ چیز را بر او تحمیل نمیکنی؛ حتی اگر مطمئن باشی که خطا میکند؛ چون میدانی که او زیر بار تحمیل و اجبار نمیرود و فرایند آزمون و خطا را بر فرمانهای بالاسری ترجیح میدهد. ثانیا خودت را مشاور و مباشر و کارگزار او میدانی، نه سرپرست و قیّم. ثالثا شلاق مجازات را بر منشأ آسیبها مینوازی نه بر بدن انسان بزهکار که خود قربانی آسیبها و نارساییهای فراوان در جامعه است. زندان نیز برای انتقام از او نیست؛ برای آن است که جامعه از او در امان باشد.
ترجیح شلاق بر زندان، تنها در جامعهای پذیرفتنی است که میان تربیتپذیری انسان و اسب فرقی نمیگذارد. به قول بیهقی: «چهارپا اگر رام و خوشپشت نباشد، به تازیانه بیم میکند.» اما اینکه چرا قرآن، مجازات با تازیانه را در دو جا(حد زنا و قذف) پذیرفته است، هیچ دلیلی ندارد جز امکانات مسلمانان در صدر اسلام و بیگانگی نظامهای حکومتی اعراب جاهلی با زندان رسمی و مستقل از خانهها. مجازات زندان، همیشه بوده است اما ورود زندان به تنبیهات حکومتی در میان اعراب، حدود نیمقرن پس از نزول قرآن و در زمان خلافت امام علی(ع) در کوفه بود. در قرآن، مرکب جنگ و جهاد نیز اسب و شتر است. آیا اکنون هیچ مسلمانی اسب را بر موشکهای بالستیک ترجیح میدهد که شلاق و بریدن دست را بر مجازاتهای مدرن برگزیند؟ (ر.ک: رضا بابایی، دیانت و عقلانیت، مقالۀ «اسلام؛ شلاق؛ شتر»، ص۱۰۵-۹۹)
گویا ترجیح شلاق بر زندان در سخن معاون محترم قوۀ قضائیه، بیشتر برای حل مشکل زندانها در ایران است تا مستند به مطالعات نظری و میدانی و اثبات کارایی شلاق و بریدن دست. اگر چنین باشد، چاره در اصلاح ساختاری زندانها و احکام جزایی و بازتعریف جرم است؛ نه در رجعت به مجازاتهای عصر سنت. برخی تعریفها از جرم در ایران، میلیونها انسان را مجرم و سزاوار مجازات و زندان میکند؛ اما بهواقع جرم نیست؛ بلکه استفاده از آزادیهایی است که حق انسان بالغ است. اگر بلوغ انسان را باور کنید، بسیاری از جرمها و ناهنجاریها را چیزی بیش از تفاوت در سبک زندگی نمییابید. از این رهگذر زندانها نیز خلوت میشوند و دیگر نیازی به مجازتهای جایگزین مانند شلاق و بریدن دست و سنگسار نیست. شلاق و مانند آن میتواند از شمار زندانیان بکاهد و زندانها را از تنگنا بیرون آورد؛ اما راه بهتر و درستتر بازتعریف جرم و مجازات است و از آن مهمتر پذیرفتن بلوغ و اختیار انسان در سبک زندگی است. بگذریم از اینکه تازیانه بیش از آنکه تنبیه بدنی باشد تنبیه روحی است و این تنبیه اگر اسب تازی را هم رام کند، در عصر جدید، روح انسانی را به عصیانی جنونآمیز وامیدارد.