بر خلاف آیت‌الله امامی کاشانی که امروز در خطبه‌های نماز جمعه، آشکارسازی عیوب جامعه را برای دشمنان خیانت دانسته‌اند، من عقیده دارم که ما تا می‌توانیم باید عیب‌های خود و جامعه را تابلو کنیم و به رسانه‌ها و محافل عمومی بکشانیم. تاریخ، هیچ مردمی را سراغ ندارد که با لاپوشانی و توجیه کارهایشان، موفق به اصلاح خود شده باشند. كم‌سودترين و بی‌فايده‌ترين نقدها هم نقدهای زيرگوشي است. نقد‌ها در صورتی كارایی و اثر دارند كه رسانه‌ای شوند. نقد زيرگوشی و آهسته، نقد نيست؛ نصيحت است و كاربرد نصيحت در امور اخلاقی است نه در مسائل حياتی جامعه.

اما البته کسانی که به عیب‌پوشی توصیه می‌کنند، توجیه ازکارافتاده‌ای هم دارند. آنان می‌گویند، آشکارسازی عیب‌های کشور، دشمن را شاد و در کار خود موفق می‌کند. اما باید گفت اولا عیب‌ها و ضعف‌های کشور، غیر از اسرار علمی یا امنیتی کشور است. بله، اسرار را باید پوشاند؛ اما مگر ناتوانی‌هایی زيد و عمرو در امور مملكتی جزء اسرار کشور است؟ ثانیا، اگر قرار بود بازگویی عیب‌‌ها و انتقاد‌های نرم و سخت، کشوری را براندازد، روزانه باید یکی‌دو کشور تغییر دولت می‌دادند و از همه بیشتر کشورهای دموکراتیک. ثالثا شما فکر می‌کنید اگر روزی مثلا زید حاکم شود و نخواهد کسی از او انتقاد کند، چه توجیهی بهتر از این خواهد داشت؟
 از پس از انقلاب تا کنون، رسم بر این بوده است که همیشه اوضاع را گل و بلبلی نشان دهیم و اگر کسی ناپرهیزی کرد و زیر لب نقدکی بر زبان آورد، متهم به سیاهنمایی و تخریب و همسویی با دشمنان شد. ما حتی اگر اولین مردمان روی كرۀ زمین هم بودیم و هیچ تجربه‌ای از مردم کشورهای دیگر نداشتیم، از آنچه در سه دهۀ گذشته دیدیم، باید به این نتیجه برسیم که عیب‌پوشی فقط به نفع کسانی است که منشأ این عیب‌ها بوده‌اند و جایگاه آنان را بیمه می‌کند.
جالب این است که همین بزرگوارنی که دائم از فضیلت عیب‌پوشی و واجب بودن حفظ حرمت مسئولان سخن می‌گویند، وقتی به مخالفان‌شان می‌رسند هیچ مرزی را نمی‌شناسند و از افشای خصوصی‌ترین مسائل شخصی آنان هم نمی‌گذرند. گاهی از کاه، کوه می‌سازند و گاهی از هیچ، هیاهوها راه می‌اندازند.
در نقد و اعتراف، اول از همه هم باید از خودمان شروع کنیم. هیچ فرصتی را نباید برای خودانتقادی از دست بدهیم. محمود فرجامی، در باران در دهان نیمه‌باز، یک بازی وبلاگی جالبی راه انداخته است که خیلی دلم می‌خواست در آن شرکت کنم. او از چند نفر از وبلاگ‌نویسان حرفه‌ای، خواسته است که دربارۀ اشتباهات گذشتۀ خود بنویسند. این روحیه و شیوه که کمترین فایده‌اش، مسئولیت‌پذیری ماست و در آینده مسئولان کشور را هم وادار به مسئولیت‌پذیری می‌کند، مغز و قلب اصلاح‌طلبی است. به همه دوستان توصیه می‌کنم این بازی را تا آخر پیگیری کنند و مطمئن باشند که خواندنی‌ترین متن‌های وبلاگی را در 10 روز آینده، در این بازی خواهند یافت.