RSS
حوا مرد؛ آدم مرد. حوا، آدم را ميشست و آدم، حوا را در كفن ميپيچيد. حوا ميگفت: در مرگم قصيده نگو؛ فقط غزل. آدم جز دوبيتي نميتوانست گفت:زمين و دشت و صحرا وقف ما بودنسيم بال قمري، سقف ما بودزمين آواز ميخواند و زمان شعر همهجا و همهسو حرف ما بود