ويندوزها

اگر ویندوز کامپیوتر شما 97 باشد(یادش بخیر)، بسیاری از برنامه‌ها در آن نصب و اجرا نمی‌شود. اگر ایکس‌پی باشد، برنامه‌هایی که برای ویندوزهای جدیدتر ساخته‌اند، قابل نصب و اجرا در آن نیست. ظاهرا ویندوزی هم وجود ندارد که همه برنامه‌ها را بشناسد. همین وضعیت بر ذهن ما هم حاکم است. مثلا ذهنی که ویندوز مذهب در آن نصب شده است، مطلقا نمی‌تواند با برخی باورها همدلی کند؛ بعنی اصلا آنها را نمی‌شناسد و اگر هم بشناسد بیش از چند مرحله جلو نمی‌آید و بالاخره ارور می‌دهد. همچنین است ذهن کسی که در آن ویندوز اومانیسم نصب شده است یا ویندوز حقوق بشری یا ویندوز ناسیونالیسم. اگر مردم ایران چندان به محیط زیست یا حقوق حیوانات یا قانون یا آزادی‌های فردی اهمیت نمی‌دهند، چون ویندوزی که در ذهن آنان نصب شده است، این برنامه‌ها را نمی‌شناسد. کوشش شما برای برجسته‌سازی اهمیت محیط زیست در ایران، مانند کوشش کسی که می‌خواهد برنامۀ مدیاپلیر 2014 را در ویندوز 97 نصب کند.

پس هر ذهنی – تا اطلاع ثانوی - قادر به درک هر مفهومی نیست؛ حتی اگر همۀ اسباب فهم – مانند صداقت، تیزهوشی و جهد علمی - فراهم باشد. ذهن‌ها چیزی را می‌فهمند که بتوانند آن را در خود جاسازی کنند. وقتی برنامه‌ای با دیواره‌های امنیتی ذهن برخورد می‌کند، نوبت به نصب و اجرای آن نمی‌رسد. این وضعیت، اقتضا می‌کند که هیچ کس در گام اول، دیگری را به نفهمی و بی‌صداقتی متهم نکند؛ یا برای تفهیم محتویات ذهن خود به دیگری، اصرار نورزد. همان‌طور که کامپیوترهای شخصی هیچ‌گاه به سطحی ارتقا پیدا نمی‌کنند که شما بتوانید هر برنامه‌ای را در آنها نصب کنید، ذهنیت‌های فردی هم هرگز به درکی کامل از یکدیگر نمی‌رسند؛ البته حساب کامپیوترهای مادر یا مرکزی، جدا است. در این کامپیوترها باید جدیدترین و کم‌حجم‌ترین و کاراترین ویندوز نصب شود تا بیشترین برنامه‌ها در آن قابل نصب و اجرا باشد؛ یعنی ویندوز دموکراسی.

+ یکشنبه دوم آذر 1393 | 

خنده‌دار شده‌ای

جمله خلقان سُخـرۀ اندیشه‌اند
زین سبب خسته‌دل و غم‌پیشه‌اند

خنده‌دار شده‌ای. صد رحمت به پیرمرد خنزر پنزری بوف کور. کارت شده است مسابقه با عقربه‌های ساعت. همیشه زودتر از آنها به دوازده می‌رسی؛ اما دوازده برای آنها یعنی رسیدن به همدیگر. از ساعت شش که اوج فراق است تا دوازه که هنگام وصال است، یک لحظه هم آرام ندارند. اما تو چی؟ برای تو شش با دوازده یا چهار و بیست و پنج دقیقه يا هشت و چهل و پنج دقیقه و بیست ثانیه، چه فرقی می‌کند؟ باید بروی؛ بروی جایی که چند خنزر پنزری دیگر هم مثل خودت بیکار روی نیمکت‌های آهنی پارک نشسته‌اند و انتظار می‌کشند؛ انتظار خالی شدن نیمکت‌‌های کنار حوض، یا هر نیمکت دیگری که ویوی بهتری دارد. بروی جایی که کسی نفهمد کپک ‌زده‌ای؛ تلخ تلخ تلخ شده‌ای. مثلا برو به یک سالن سینما در پایین شهر. فقط فیلمش هندی نباشد. فیلم هندی، فیل آدم را یاد طویله‌های دیجیتال می‌اندازد، نه هندوستان. اصلا لازم نیست فیلم را ببینی. همین که در جایی نشسته‌ای که هم تاریک است و هم کسی حواسش به تو نیست، راحتی.

حالا لازم نیست ناامید بشوی؛ امیدت را از دست نده؛ امیدوار باش؛ مثل آن نوجوانی که از سر قبر مادرش برمی‌گشت و امید داشت که پدرش بهترین زن‌بابای دنیا را به خانه بیاورد. حالا آورد یا نیاورد، مهم نیست؛ مهم این است که امیدوار بود و از قبرستان تا خانه، تخمه ‌شکست. بالاخره تو هم روزی در خیابان زندگی، با ماشین زمان تصادف می‌کنی و می‌میری. این‌جور مردن آسان‌تر از مردن در آغوش آخرین معشوقه است. چون حتی فرصت نمی‌کنی که غمگین شوی، یا پشیمان، یا عصبانی. فقط اگر جنازه‌ات روی آسفالت خيابان پخش شد، همان آسفالت را هم ببوس. آخرین بوسه، آخرین انتقام از خلقت است.
نگفتم خنده‌دار شده‌ای؟

+ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 | 

مفاهيم و معاشيق

بیایید معشوق حافظ را نه از جنس اشخاص، كه از مقولة مفاهیم(مثلا حقیقت) بدانیم. آنگاه بیت‌های زیر معنایی دیگر می‌یابند:
آنچه سعی است من اندر طلبت بنمودم
آنقدر هست كه تغییر قضا نتوان كرد

زلف در دست صبا، گوش به فرمان رقیب!
این همه با همه درساخته‌ای، یعنی چه

از بهر بوسه‌ای ز لبش، جان همی‌دهم
اینم همی‌ستاند و آنم نمی‌دهد

ای كه از كوچة معشوقة ما می‌گذری
برحذر باش كه سر می‌شكند دیوارش

فقط شاعران می‌توانند با مفاهیم معاشقه كنند و حافظ اگر متفكر یا مصلح یا نظریه‌پرداز هم نبود، شاعر بزرگی بود.

+ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 | 

جرم يزيد

اهل منبر و مداحان، وقتی می‌خواهند به جرم‌های یزید اشاره كنند، معمولا از شراب‌خواری و بوزینه‌بازی او می‌گویند. در حالی كه اینها – حتی در اسلام - جرم‌های سنگینی نیست. جرم اصلی و سنگین یزید این بود كه مردم را مجبور به بیعت با خود كرد و برای مخالفانش– حتی اگر نوادة پیامبر باشد – هیچ حرمت و حریمی نمی‌دید. جرم اصلی یزید این بود كه خون ریخت و برای جان و مال و آبروی مردم، ارزشی قائل نبود. اینها است جرایم یزید و ابن زیاد؛ نه شراب‌خواری و بوزینه‌بازی كه جزء مسائل شخصی آدم‌ها است.

http://dinonline.com/doc/article/fa/4367/

+ دوشنبه دوازدهم آبان 1393 | 

مطالب قدیمی‌تر