گفت‌وگوی انتقادی با مولانا

مولوی:
رنج و غم را حق پی آن آفـرید
تا بدین ضد، خوشدلی آید پدید
من:
پس هدف خشنودی و دلدادگی است
همچو زادن کز برای زندگی است
 مولوی:
آزمودم مرگ من در زندگی است
چون رهم زین زندگی، پایندگی است
من:
زندگی، آغوش باز کبریاست
بندگی بی زندگی، کبر و ریاست
مولوی:
ای تو در کشتی تن رفته به خواب
آب را دیدی؟ نگر در آبِ آب
من:
چون پی نانْ آبرو از ما رود
نان و آب اندیشۀ جان‌ها شود
مولوی:
آب کم جو تشنگی آور بدست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
من:
در زمان قحـطی آب قـنـات
چون روم من در پی آب حیات؟
باز هم من:
چشمۀ اندیشه‌ات پرجوش باااااااد
تشنگان مثنوی را نوووووووش باد

+ دوشنبه سی ام تیر 1393 | 

ادبيات يعنی حذف

 تا آنجا که من فهمیده‌ام و تجربه کرده‌ام، در ویرایش متن‌ها هیچ عاملی به اندازۀ «حذف»، کارایی ندارد؛ چند مثال:
ـ نه عرب بر عجم هیچ‌گونه برتری دارد و نه سرخ را بر سیاه فضیلت است، مگر به میزان تقوی و پرهیزگاری.
+ نه عرب را بر عجم برتری است و نه سرخ را بر سیاه؛ مگر به تقوا.

- انسان‌ها باید در پذیرش پست و مقام و مدیریت نخست خود را ارزیابی کنند و ببیند اگر کسی یا کسانی کاردان‌تر و ماهرتر و مدبرتر از آنان در جامعه هستند از پذیرش این مسئولیت خودداری کنند و آن مسئولیت را به شخص متخصص واگذارند وگرنه خیانت کرده‌اند، خائنند!!
+ انسان‌ها در پذیرش مسئولیت، نخست باید خود را ارزیابی کنند و اگر کسی یا کسانی را شایسته‌تر از خود ندیدند، آن را بپذیرند؛ وگرنه خیانت‌کارند.

- من معقدم که از میان مردم هیچ کس به اندازۀ مدیران و دست‌اندرکاران و کسانی که مسئولیت کارهای کشور را بر عهده گرفته‌اند و بر مسند قدرت نشسته‌اند، به امر به معروف و نهی از منکر نیاز فوری ندارند.
+ مسئولان و متصدیان امور، بیش از دیگران به امر به معروف و نهی از منکر نیاز دارند.

- بسیاری از کسان به لحاظ فرودستی یا دگرسانی¬های اجتماعی و دگرگونی‌های سیاسی، در صحنۀ اجتماع به دست فراموشی سپرده مي‌شوند و آن گاه نه شأن آنان رعایت می¬شود و نه حرمت آنها پاس داده می¬شود و مالاً نه فریادشان به جایی می¬رسد و نه ندایشان را پاسخ می¬آید و ... .
+ بسیاری از کسان، به جرم فرودستی یا به دليل دگرسانی¬های اجتماعی، سیاسی و فرهنگي، در صحنۀ اجتماع فراموش مي‌شوند و شأن و حرمتشان مي‌شکند و صدايشان نيز به جايي نمي‌رسد.

پ.ت: خدای تبارک و تعالی، ژان پل سارتر را بیامرزد و با افلاطون و ارسطو محشورش گرداند که گفت: «ادبیات، یعنی حذف.»

+ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 | 

دموکراسی یا مردم‌سالاری؟

حتی اگر بهترین معادل‌های فارسی را برای برخی کلمات بیگانه، داشته یا ساخته باشیم، گاهی ترجیح با همان کلمۀ بیگانه است. مثلا معتقدم نباید به جای دموکراسی، از کلمۀ «مردم‌سالاری» استفاده کرد؛ به دو دليل:
1. دموکراسی، اندیشه‌ای جهان‌شمول است و جایگزین‌های بومی، تأویل و تحریف آن را آسان می‌کند؛ چنانکه در ایران، گاهی شعار «مردم‌سالاری» بهانه‌ای است برای فرار از شیوۀ «دموکراسی». کلمۀ مردم‌سالاری، چون پشتوانۀ تاریخی و نظری دموکراسی را ندارد، به‌راحتی تفسیر و تأویل می‌پذیرد و سر از توده‌گرایی و مردم‌زدگی و مردمی بودن و ساده‌زیستی و شعار مردم‌گرایی... درمی‌آورد؛ اما دموکراسی، نامی است بر شیوه‌ای از حکومت که جهانیان صدها سال دربارۀ آن اندیشیده‌اند و نوشته‌اند و جزئیات آن را بررسیده‌اند و ارکانش را شمرده‌‌اند و مرزهای آن را رسم کرده‌اند و برای تحقق هر یک از مؤلفه‌ها و ارکان آن خون داده‌اند. دستاورد همۀ این کوشش‌ها و جانفشانی‌ها در کلمۀ «دموکراسی» خلاصه می‌‌شود.
این طور نیست که عده‌ای صبح از خواب برخاسته و هوس دموکراسی کرده باشند. دموکراسی، نتیجۀ قرن‌ها تجربه و اندیشه و نزاع است و پشتوانه‌ای به بلندای تاریخ دارد. این تاریخ و پشتوانه‌های نظری، فقط با کلمۀ «دموکراسی» تداعی می‌شود، نه با کلمۀ «مردم‌سالاری» که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده و فاقد هویت پایدار و تاریخی است. گرچه «دموکراسی» را هم می‌توان تحریف یا مصادره به مطلوب کرد، اما تحریف و دستبرد در معنای مردم‌سالاری، بسیار آسان‌تر است؛ زیرا گسست لفظی از دموکراسی، او را به اندیشه‌ای تازه‌تأسیس و نونهال تبدیل کرده است که هر بلایی می‌‌توان بر سر آن آورد. اما دموکراسی جهانی، تعریف دقیق‌تری دارد که به‌راحتی نمی‌توان با آن بازی کرد. به همين دليل است که با پسوندهايی مانند «ايرانی» و «دينی» می‌‌توان مردم‌سالاری را مبهم يا محدود كرد؛ اما دموکراسی زير بار ابهام‌ و محدودسازی نمی‌رود.
2. به همان دلیل که نمی‌توان و نباید «شهید» و «دین» و «توکل» و «ایمان» و «اسلام» و «عاشورا» و «عرفان» و «وحدت وجود» را به فارسی برگرداند، کلمۀ دموکراسی را هم نباید به هیچ زبان دیگری ترجمه کرد. دموکراسی، نامی است برای تجربه‌ای که همۀ ابنای بشری در آن سهم دارند و تغییر آن به زبان‌های مختلف، آغاز تغییرات بنیادین در هویت جهانی آن است.
آری؛ دموکراسی، مراتب و مراحلی دارد و در هر منطقه از جهان، مرتبه و مرحله‌ای از آن قابل اجرا است. اما از قضا، همین تشکیکی بودن مفهوم دموکراسی، دلیل دیگری است برای اینکه نباید نام آن را تغییر داد؛ چنانکه ما کلمۀ نور را هم برای نور شمع به کار می‌بریم و هم برای نور خورشید. اگر برای نور شمع از نام دیگری استفاده کنیم، ممکن است عده‌ای آن را جایگزین نور خورشید کنند و مدعی شوند که ما به چیزی دست یافته‌ایم که معادل و مقابل نور خورشید است؛ پس نیازی به خورشید نداریم!
این مقدار حساسیت در همۀ کلمات بیگانه لازم نیست. کامپیوتر را رایانه بگوییم یا نگوییم، به جایی برنمی‌خورد؛ اما هیچ کلمه‌ای در هیچ زبانی وجود ندارد که بتواند همۀ بار و هویت تاریخی و مکتوب دموکراسی را به دوش کشد.

+ پنجشنبه پنجم تیر 1393 | 

لايۀ ازون

خبرنگار: لایۀ ازون، سوراخ شده است. به نظر شما چه باید کرد؟
اصلاح‌طلب: هیچ کاری نباید کرد. خودش کم کم درست می‌شود.
اصول‌گرا: کار انگلیس است.
پایداری: در استان کهکیلویه و بویراحمد، یکی از فرمانداری‌ها را از دست ما درآورده‌اند. تا آن را پس نگیریم، دلواپسیم و برای فکر کردن به مسائل بی‌اهمیت، وقت نداریم.
ملی - مذهبی: شریعتی و بازرگان چیزی دربارۀ این سوراخ نگفته‌اند. ما هم سکوت می‌کنیم.
سلطنت‌طلب‌ها: اگر اعلی‌حضرت تشریف داشتند، لایۀ اوزن این‌طور آبکش نمی‌شد.
فردیدی‌ها: این لایۀ پدرسگ مادر...، تخم نامشروع غرب است. سوراخی که در این لازیۀ اوزگل پیدا شده است، حوالت تاریخی ما است. غربی‌های نجس و پلید و مادر...، این سوراخ را در اوزن درست کردند تا کسی نفهمد هیتلر را هایدیگر کشت. جیره‌خواران ملكۀ انگليس كه فکر می‌کنند هیتلر خودکشی کرده است، سواد تاریخی ندارند. غیر سواد، اصل و نسب هم ندارند. خدای فردا و پس‌فردا، پوپر را لعنت كند كه این تخم لق را در دهان این بی‌شرف‌ها شكست. تخم لق در اصل كلمۀ عبری است كه هایدیگر آن را به زبان عربی آورد؛ اما پوپر، آن را دزدید و به حسین دباغ داد. اما زهی خیال باطل که فتوحات فرّهی ما در آخرالزمان است. در ضمن، كسی ... زیادی نخورد والا مادرش را جلو چشمش می‌‌آوریم.
آقای معتدل: این کلید ما فعلا درِ خانۀ خودمان را هم باز نمی‌کند. حل مشکلات آسمان، طلبتان.
هیئت مؤتلفه: اینکه آسمان سوراخ شده است، خیلی هم بد نیست؛ چون ممکن است از طریق این سوراخ بتوان به آن سوی آسمان رفت و کشورهای جدیدی برای واردات و صادرات پيدا كرد. راستش، انبارهای چین و کرۀ جنوبی را خالی كرده‌ايم. ديگر چيزی ندارند كه به ما وارد كنند. بايد دنبال كشورهای جديد بود.
مردم: ما از یارانه انصراف نمی‌دهیم.

+ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 | 

مطالب قدیمی‌تر