لطفا نپردازيد

«پرداختن» و خانواده‌اش، مثل خوره به جان نوشتار فارسی افتاده است. «پرداختن» در جمله‌های زیر، غلط نیست؛ اما به‌شدت زبان را مصنوعی و ربات‌گونه می‌کند.
ـ به نجف رفت و در آنجا به تحصیل پرداخت.
«به نجف رفت و در آنجا تحصیل کرد.»
ـ پیش از آنکه به اصل مطلب بپردازیم، لازم است مقدمه‌ای را از نظر بگذرانیم.
«پیش از ورود به اصل مطلب، لازم است مقدمه‌ای را از نظر بگذرانیم.»
ـ پرداختن به این مسئله، به دانش بسیاری نیاز دارد.
«حل این مسئله، به دانش بسیاری نیاز دارد.»
ـ برای اینکه مردم به جاسوسی علیه یکدیگر نپردازند، باید فرهنگ‌سازی کرد.
«برای اینکه مردم علیه یکدیگر جاسوسی نکنند، باید فرهنگ‌سازی کرد.»
ـ در آینده به این موضوع نیز خواهیم پرداخت.
«در آینده دربارۀ این موضوع، بیشتر سخن خواهیم گفت.»
ـ نخست به ذکر این نکته می‌پردازم که ...
«نخست یادآور می‌شوم که...»
ـ موسی(ع) از فرعون خواست به تزکیه و خودسازی بپردازد.
«موسی(ع) از فرعون خواست که خود را پاک و تزکیه کند.»
ـ در سال‌های پایانی عمر به استراحت پرداخت.
«در سال‌های پایانی عمر استراحت کرد.»
ـ انگیزۀ ما از طرح مسئلۀ اختیار، پرداختن به فواید و آثار آن نیست؛ بلکه می‌خواهیم جایگاه حقوقی آن را بررسی کنیم.
«انگیزۀ ما از طرح مسئلۀ اختیار، شمردن فواید و آثار آن نیست؛ بلکه می‌خواهیم جایگاه حقوقی آن را بررسی کنیم.»
ـ شب‌ها به راز و  نیاز با خدا می‌پرداخت.
«شب‌ها با خدا راز و  نیاز می‌کرد.»
ـ خدا دوست دارد بندگانش از روی میل و اقبال قلبی، به عبادت و بندگی او بپردازند.
«خدا دوست دارد بندگانش از روی میل و اقبال قلبی، او را بندگی کنند.»
ـ او در کتاب‌های خود به مبارزه با این جریان خزنده پرداخته و به موفقیت‌های مهمی رسیده است.
« او در کتاب‌های خود با این جریان خزنده مبارزه کرده و به موفقیت‌های مهمی رسیده است.»
ـ فرشتگان الهی به اذن پروردگار به تدبیر امور هستی می‌پردازند.
«فرشتگان الهی به اذن پروردگار، امور هستی را تدبیر می‌کنند.»
ـ بیایید به نجات جان و اموال مردم بپردازیم.
«بیاید برای نجات جان و اموال مردم بکوشیم.»

+ جمعه سی و یکم مرداد 1393 | 

از وبا نگريزيد

در یکی از جنگ‌های صدر اسلام، مسلمانان وارد منطقه‌ای شدند که پیش از آنان، وبا به آنجا رفته بود. عده‌ای از مسلمانان، قصد فرار داشتند که پیامبر(ص)، آنان را نهی کرد و فرمود: «از وبا و دشمن فرار نکنید.» حدود یک قرن پس از این داستان، کسی نزد امام صادق(ع) آمد و پرسید: آیا فرار از منطقۀ وبازده، حرام است؟! امام که می‌دانست چرا چنین پرسشی برای او پیش آمده است، داستان جنگ پیامبر(ص) و گریختن سربازان را از منطقۀ جنگی از بیم وبا، برای او تعریف کرد؛ تا او بداند که آن نهی پیامبر(ص)، مربوط به حادثه‌ای خاص و در زمانی خاص بوده است. (الکافی، ج8، ص108، ح85)
باور کردنی نیست، ولی از این پرسش‌ها هنوز برای عده‌ای پیش می‌آید.
در قرن هیجدهم میلادی هم چاپ کتاب در برخی کشورهای اسلامی ممنوع بود. می‌گفتند: پیامبر(ص) فرموده است: مداد العلماء افضل من دماء الشهداء؛ دوات دانشمندان برتر از خون شهیدان است.» پس دواتْ مقدس است و کتاب‌ها باید خطی باشد نه چاپی.

+ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 | 

باز هم دربارۀ ساده‌نویسی

بیش از صد سال است که ساد‌‌ه‌نویسی، رکن نخست «نثر معیار» شده است؛ اما اصول و فنون ساده‌نویسی، هنوز تدوین نشده است. بسیارند کسانی که دوست دارند ساده و صمیمی بنویسند، اما دقیقا نمی‌دانند باید چه کنند و نثر ساده و صیقلی چگونه پدید می‌آید. در کتاب «بهتر بنویسیم» قواعد و توصیه‌هایی را گفته‌ام؛ ولی می‌دانم که راه درازی در پیش است و همچنان باید کوشید و قواعد ساده‌نویسی را از میان نثرهای برتر بیرون کشید.
ساده‌نویسی، آسیب‌هایی هم دارد؛ از جمله تخلف از اسلوب نوشتار و افتادن به دام گفتار. اگرچه رکن ساده‌نویسی، نزدیکی به زبان گفتاری است، اما نوشتار را نباید به قدری به گفتار نزدیک کرد که مرزی میان آن دو باقی نماند. برخی نویسندگان، به هوس ساده‌نویسی، عاميانه می‌نويسند؛ یعنی از این سوی بام افتاده‌اند. بله؛ ساد‌ه‌نویسی در مخالفت با «لفظ قلم» رونق یافت و دل بسیاری از نویسندگان را ربود؛ ولی نباید آنقدر از «لفظ قلم» دور شد که سر از نثر شفاهی درآورد. مثال‌های زیر شاید تا حدی، منظورم را روشن‌تر کنند:
گفتاری: از این بهتر چیست؟
نوشتاری: بهتر از این چیست؟
گفتاری:  خدا همیشه در یادتان باشد.
نوشتاری: خدا را همیشه یاد کنید.
گفتاری: اگر یادتان رفت...
نوشتاری: اگر فراموش کردید...
گفتاری: اهمیت این قاعده خیلی زیاد است، چون باعث گره‌گشایی از مشکلات زیادی می‌شود و مسائل پیچیده را راحت حل می‌کند.
نوشتاری: این قاعده، بسیار مهم است؛ زیرا به‌آسانی از عهدۀ حل بسیاری از مسائل پیچیده برمی‌آید.
گفتاری:  نظام‌های دموکراتیک هم هزار جور قانون برای کنترل مردم درست می‌کنند.
نوشتاری: نظام‌های دموکراتیک هم برای کنترل مردم، صدها قانون وضع می‌کنند.
گفتاری: اگر ما نمی‌توانستیم بفهمیم و آگاهی یابیم، باید کرکرۀ زندگی انسانی را پایین می‌کشیدبم.
نوشتاری: بدون فهم و آگاهی، زندگی انسانی معنا و امکان ندارد.
گفتاری: هر کدام از منابع شناخت دین، چه عقل و چه کتاب و چه سنت، در مهندسی معرفت دینی، جایگاهشان روشن است.
نوشتاری: جایگاه هر یک از منابع دین‌شناسی(عقل، کتاب و سنت) در هندسۀ معرفت دینی، روشن است.
گفتاری: اگر عقلانیت، ملاک زندگی متمدنانه باشد، آنقدر عقبیم که امکان ندارد به این زودی‌ها به عقلای عالم می‌رسیم.
نوشتاری: اگر ملاکِ تمدن، عقلانیت باشد، ما بسیار عقبیم و جبران این عقب‌افتادگی به این زودی‌ها ممکن نیست.
گفتاری: خداپرستی تنها با نماز و روزه نیست.
نوشتاری: خداپرستی تنها به نماز و روزه نیست.
يا
خداپرستی تنها نماز و روزه نیست.

+ چهارشنبه هشتم مرداد 1393 | 

گفت‌وگوی انتقادی با مولانا

مولوی:
رنج و غم را حق پی آن آفـرید
تا بدین ضد، خوشدلی آید پدید
من:
پس هدف خشنودی و دلدادگی است
همچو زادن کز برای زندگی است
 مولوی:
آزمودم مرگ من در زندگی است
چون رهم زین زندگی، پایندگی است
من:
زندگی، آغوش باز کبریاست
بندگی بی زندگی، کبر و ریاست
مولوی:
ای تو در کشتی تن رفته به خواب
آب را دیدی؟ نگر در آبِ آب
من:
چون پی نانْ آبرو از ما رود
نان و آب اندیشۀ جان‌ها شود
مولوی:
آب کم جو تشنگی آور بدست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
من:
در زمان قحـطی آب قـنـات
چون روم من در پی آب حیات؟
باز هم من:
چشمۀ اندیشه‌ات پرجوش باااااااد
تشنگان مثنوی را نوووووووش باد

+ دوشنبه سی ام تیر 1393 | 

مطالب قدیمی‌تر